پرنیاپرنیا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

خاطرات من و مامان جون

پرنیای شیرین زبون

  چند روز پیش که داشتم قران می خونم وقتی کارم تموم شد دیدم صدایی ازت در نمی یاد بله، خانوم خانوما چادر به سر قران رو باز کرده بود ومثلا داشت قران می خوند واقعا خیلی لحظه قشنگی بود نمیدونم چرا یادم نبودا زت عکس بندازم. ازت می پرسم اسمت چیه: پرنا مامان رو دوست داری؟بله چندتا؟10 تا بابا کجاست؟اداره وقتی میگم بریم پارک دیگه سر از پا نمی شناسی ،عاشق تاپ وسرسره هستی اینم چند تا از عکس از پرنیا جون که با موبایل گرفته شده می خواستیم بریم پارک گلم از حموم اومده عاشقتم عزیز دلم   ...
25 ارديبهشت 1391

مادر

  مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی توی روزگار غربت با غم دل آشنایی مینویسم از سر خط مادر ای معنی بودن مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن   زن شکوفه ایست که هنگام غنچه بودن دوست داشتنی موقع گل کردن عشق ورزیدنی ودر وقت پژمردن پرستیدنی است روزت مبارک مادر این روز  رو به همه مادرهای عزیز علی الخصوص مامان ناز خودم ومادر شوهر عزیزم تبریک می گم انشالله سایه شون همیشه بالای سر ما باشه وبرای همه مامانهایی عزیزی که در بین ما نیستن طلب امرزش از خداوند میکنم هیچ حسی قشنگتر وزیباتر از این نیست که دخترت مامان صدات کنه نازنین من ،امید زندگی من،خیلی دوست دارم آغوش من همیشه جایگاه امن تو خواهد بود پ.ن 1:طبق معمول ...
24 ارديبهشت 1391

اردیبهشت وروز معلم

سلام دخترک ناز مامان اینروزها عجیب هوای شمال افتاده به سرم اخه گل مامان الان اونجا پره از عطر بهار نارنج وهمه جا پره از سر سبزی،همه تو مزرعه هاشون مشغول کارن میدونی گل خوشکلم مامانی عاشق اردیبهشته ،انگار واقعا بهشت خدا روی زمین تو این فصل معلوم  میشه اگرچه هفته پیش با خاله اینا  رفتیم شمال واقعا عالی بود وقتی نیمه های صبح به شهر خودم رسیدیم عطر بهار نارنج ادمو مست می کرد اون دوروز کلی به همه ماها خوش گذشت شما که اصلا تو خونه نبودی همش تو حیاط مشغول بازی بودی پرنیا جون خیلی ناراحتم که تو مثل مامانی وبقیه خاله ها ودایی نمیتونی از اون فضا لذت ببری وهمش تو اپارتمان هستی اینروزها خیلی حس مالکیتت قوی شده وبه هیچ کسی اجازه...
16 ارديبهشت 1391
1